بایگانی

Archive for the ‘تجارت الكترونيك’ Category

ايران فاركس و برگزاري كلاسهاي عمومي آموزش فاركس!

قرار نبود ديگر كلاس عمومي تحلیل تکنیکال فارکس داشته باشيم! يعني از همان چند سال قبل كه كلاسهاي عمومي تحلیل تکنیکال فارکس را كنسل كرديم با خودم عهد كردم تا استاندار دهاي لازم فراهم نشود كلاس عمومي نداشته باشيم! ولي خب نشد ديگر!  بهر حال سعي كردم استانداردهاي كلاسهاي خصوصي تحلیل تکنیکال فارکس كه در اين مدت داشته ايم در  حد ممكن رعايت شود!

forex-trading1

مهمترين نكته اين بود كه مدرس كلاس تحليل تكنيكال فاركس معلم نباشد. معلم به آن معني كه كارش فقط تدريس باشد. در موضوعات مربوط به بازارهاي مالي چنين آدمهايي كساني هستند كه علي رغم علاقه اي كه با بازار هاي مالي و تريد و خريد و وفروش دارند، نتوانسته اند به حداقلي از موفقيت دست پيدا كنند. در واقع اين معلمها رانده شدگان بازارند. بنابراين براي اينكه بخشي از ضررهاي بزرگ گذشته را جبران كنند. معمولا سر كلاسها جزوه مي گويند و از فتوحاتشان در بازار فاركس، نفت و طلا صحبت ميكنند. دانشجويان گرامي هم با دهان صدو هشتاد باز به افاضات مدرس محترم گوش جان مي سپرند ودر دل قند آب ميكنند.

forex_1

این کلاس عمومی فقط دو جلسه اش مانده و به من این اطمینان را داد که استانداردهائی که در نظر داشتم در کلاس عمومی هم قابل پیاده شدن است. مطمئن هستم بعد از عید دوره تحلیل تکنیکال فارکس قوی تری خواهی  داشت.

مطالب دیگری نیز درباره فارکس نوشته ام، در همین لینک دسته بندی فارکس بخوانید.

forex11

پ.ن1: براي مطالعه و پيگيري مطالب بيزنس بلاگر بهتر است از فيد بيزنس بلاگر استفاده نمائيد.

پ.ن2: براي پيگيري توئيتر بيزنس بلاگر مرا فالو كنيد.

پ.ن3: براي پيگيري مطالب گوگل ريدر اشتراكي بيزنس بلاگر كه مطالب مربوط به وب۲، اقتصاد، بازار بورس تهران، بازار طلاو فارکس، کارآفرینی، ریسکهای سیاسی و سياست را به اشتراك مي گذارد، از اين لينك استفاده نمائيد.

پ.ن4: براي پيگيري فرندفید بيزنس بلاگر مرا به لیست دوستان خود اضافه كنيد!

Advertisements

تگها وبلاگ شما را جهانی میکنند!

برای ارتقاء رتبه جستجوی وبلاگتان، تگها امکان فوق العاده ای هستند! اما این به این معنی نیست که با تگها رتبه وبلاگ یا وب سایت شما در سراسر جهان یکی باشد. برای اینکه بفهمید از چه چیز صحبت می کنم این مطلب را بخوانید!

پ.ن1: براي مطالعه و پيگيري مطالب بيزبلاگر بهتر است از فيد بيزبلاگر استفاده نمائيد.
پ.ن2: براي پيگيري توئيتر بيزبلاگر مرا فالو كنيد.

پ.ن3: براي پيگيري مطالب گوگل ريدر اشتراكي بيزبلاگر كه مطالب مربوط به وب۲، اقتصادٰ، بازار بورس تهران، بازار طلاو فارکس، کارآفرینی، ریسکهای سیاسی و سياست را به اشتراك مي گذارد، از اين لينك استفاده نمائيد.

پ.ن4: براي پيگيري فرندفید بيزبلاگر مرا به لیست دوستان خود اضافه كنيد!

چگونه دكتر مزيدي با فيس بوك ثروتمند مي شود!

شبكه هاي اجتماعي نظير فيس بوك، لينكداين،ماي اسپيس، زينگ و نظائر آن فرصت تعامل و تبادل اجتماعي فوقالعاده اي هستند كه به واسطه دستاوردهاي وب ۲ فراهم شده است. حتما لااقل با يكي از اين وب سايتها آشنا هستيد. آنچه در اين سايتها پيگيري مي شود، يافتن دوستان و ارتباطاتي است كه ممكن است برا فعاليتهاي درسي، دانشجوئي و دستانه شما بسيار مفيد باشد. اگرچه ممكن است بنظر برخي فعاليت و وقت گذاشتن بر روي چنين سايتهايي فعاليت اجتماعي بحساب نيايد و حتي اتلاف وقت نيز بنظر برسد، اما در واقع مهارتهايي كه بواسطه فعاليت در شبكه هاي اجتماعي بدست مي آوريد، براي زندگي آنلاين شما بسيار مفيد است. كسب و كار امروز يا اينده شما هرچه باشد، دير يا زود با وب و اينترنت درگير خواهد شد. پس چه بهتر كه مهارتهاي لازم را با حضور و فعاليت در شبكه هاي اجتماعي بدست آوريد.


برگ برنده بعدي را وقتي خواهيد داشت كه بتوانيد بطور جدي از اين ارتباطات و دوستيهاي شبكه اي جهت پيشبرد كسب و كارتان بهره بگيريد. مثلا با فعاليت در لينكداين و زينگ مي توانيد شريك كاري مناسبي براي ايجاد كسب و كاري نو يا رونق فعاليت فعلي خود بيابيد، براي كالائي خريدار يا فروشنده پيدا كنيد و ده ها فرصت طلائي ديگر از اين دست.
جذابترين امكان و فرصتي كه فعاليت در شبكه هاي اجتماعي براي شما مي سازد، در سايت sales conx تبديل به كسب و كار پر رونقي شده است. حتما براي شما پيش آمده كه براي كاري دنبال متخصص يا پارتي و اشنا بگرديد و پيدا نكنيد! حالا چقدر حاضريد براي ملاقات باكسي كه دنبالش مي گرديد، پول بدهيد؟! sales conx چنين كاري مي كند.


با عضويت و شركت فعال در اين سايت مي توانيد، ارتباطات و آشنائي خود با افراد معتبر و مهم را بفروش برسانيد! مثلا امكان ارتباط با مدير عامل يك شركت مشاور در زمينه صنعت نفت و گاز ايران، امكان ارتباط با مشاوري در زمينه تكنولوزي اطلاعات، امكان ملاقات با مسئول بررسي مدارك و مناقصات يك خودروساز بزرگ و صدها امكان آشنائي و ملاقات با افراد. در واقع افراد فعال در اين شبكه اجتماعي، لينكها و كانكشنهايشان با افراد معتبر را با هم معامله مي كنند! اين همان فرصتي است كه دكتر مزيدي و همه فعالان در شبكه هاي اجتماعي براي پولدار شدن دارند!

بيشتر بخوانيد:

فيس بوك بهتره يا لينكداين؟!

پ.ن۱: البته اينجانب با معضلات و مشكلات تجارت الكترونيك، نقل و انتقالات و مالي و ساير مسائل مربوط به آن آشنائي دارم! و مي دانم به همين سادگي هم نيست! اين مطلب فقط به تحليل و كشف فرصتهاي موجود پرداخته است!
پ.ن۲: براي مطالعه و پيگيري مطالب بيزبلاگر بهتر است از فيد بيزبلاگر استفاده نمائيد.
پ.ن۳: براي پيگيري توئيتر بيزبلاگر مرا فالو كنيد!
پ.ن۴: براي پيگيري مطالب گوگل ريدر اشتراكي بيزبلاگر كه مطالب مربوط به وب۲، اقصاد و سياست را به اشتراك مي گذارد از اين لينك استفاده نمائيد.

فيس بوك يا لينكداين، كدوم بهتره!؟

حسابي سرم با اين فيس بوك ( كليك نكن! اقاجان! فيلمالي شده!) و لينكداين گرم شده! خيلي وقت بود كه تو هر دو اكانت داشتم، ولي فعال نبودم! چند روزيه كه حسابي افتادم به جونشون! مخصوصا لينكداين كه براي بيزنس، شبكه بينظيريه! فعلا مشغول آچاركشي هستم! برميگردم، توضيح ميدم!

بيزبلاگر در لينكداين

فرزاد زماني – بيزبلاگر در فيس بوك

فرزاد زماني – بيزبلاگر در لينكداين

پ.ن1: براي مطالعه و پيگيري مطالب بيزبلاگر بهتر است از فيد بيزبلاگر استفاده نمائيد.
پ.ن2: براي پيگيري توئيتر بيزبلاگر مرا فالو كنيد!
پ.ن3: براي پيگيري مطالب گوگل ريدر اشتراكي بيزبلاگر كه مطالب مربوط به وب۲، اقصاد و سياست را به اشتراك مي گذارد از اين لينك استفاده نمائيد.

لينكداينفيس بوك

تجارت الكترونيك ملي، يعني چي!!!؟

قصه آن جوان را که براي خالکوبي شيري پر هيبت بر بازوانش به گرمابه رفته بود را که مي دانيد! حالا شده قصه ما که بدون پول الکترونيکي (e-money) و کارت اعتباري(credit card) تجارت الکترونيکي راه انداخته ايم !!!
اداره پست با همکاري شرکت ها با سفارش کالا بصورت آنلاين و پرداخت هنگام تحويل کالا (cash on delivery) وتسويه حساب با فروشنده کالا اين عمليات را پيگيري ميکند.البته هر عملياتي که رضايت مشتريان موجود يک مجموعه خدمات رسان مثل پست آنهم در محدوده اي چنين وسيع را فراهم کند قابل تحسين است و اميدوارم اين خدمت به سرنوشت اعقابش(کتابرسان و…)دچار نشود.

ecommerce.gif

اما قرار نيست هر اسمي دلمان مي خواهد روي آن بگذاريم. اين اگر نگوئيم فريب مشتري است لااقل باعث بهم ريختن مفاهيم و عباراتي ميشود که معاني،شرائط و چارچوب مشخص،دقيق و روشني دارند. داد و ستد و تجارت الكترونيكي و ايجاد و توسعه آن در ايران كه به تازگي مورد بحث مراجع مختلف قرار گرفته استبه عوامل مختلف فني، مالي وبويژه حقوقي متكي است كه متاسفانه در كشور ما بجز مورد اولي به بقيه توجه چنداني نشده است يا بهتر است بگوئيم كاملا بي توجهي شده است.حتي مراكزي مثل بانك ملي ايران كه خدمات ملي كارت و سيبا (سيستم يكپارچه بانكي ايران) را انجام ميدهد در واقع خريد نقدي را به جريان انداخته است بنحوي كه دريافت كننده خدمات را قادر ساخته تحت شرائطي به حساب خود دسترسي داشته و نقل و انتقالات مالي خود را مديريت كند.
در واقع براي راه اندازي نظام يا سيستم تجارت الكترونيكي هماهنگي و پيگيري سه نهاد دولت (Government)،مشتري (Customer) و کسب وکار (‌‌Business)، ضروری و غیر قابل انکار است. این سه(G,B,C) با نسبتهای مختلف با هم تعامل خواهند یافت که هر ارتباط تعاملی نیازمند ساختارها و پروتکل ههای خاص خود است که برخی از آنها جهانی بوده که ایجابا باید دولت شرایط پیوستن به آنها را در سطح بین الملل آماده کند. دولت در این میان مجوزها و گواهینامه های مربوطه را صادر میکند مشتریان هم با تبادل الکترونیکی داده ها (EDI) و در واقع با پیگیری تجارت بدون کاغذ (paperless) بخشهایی از این حلقه را تکمیل می کنند. اصلیترین و مهمترین بخش این حلقه ارتباط B با B است این لحظه انجام تجارت است . همان لحظه ای که قرار است پول یا اعتبار دست بدست شود. نمونه سایبر لحظه ای که در دنیای واقعی در مقابل دریافت کالا یا خدمات به واگذارنده پول می پردازید.لازمه ایجاد این ارتباط وجود پدیده «پول الکترونیکی» است که متاسفانه در کشور ما هنوز مبانی حقوقی وتعریف شده و شفافی ندارد. قانون برنامه سوم توسعه نیز دولت را مکلف کرده بود ضوابط اجرائی داد و ستد و تجارت الکترونیکی و نحوه برخورد با متخلفان و ایمنی معاملات را تنظیم و جهت تصویب به مجلس تقدیم کند . حتی بخشهایی از قوه قضائیه نیز برای تدوین قوانین مربوط تلاشهایی را انجام داده اند.حتی در قانون برنامه سوم بر بوجود آمدن امکان انجام داد و ستد و تجارت الکترونیکی در بازارهای سرمایه کشور تاکید کرده است. اگرچه اينك در ميانه اجراي برنامه چهارم توسعه به سبب تحريمهاي ايالات متحده در اين حوزه هنوز خبري از تجارت الكترونيك نيست. انچه هست تفاوتش به اندازه ماه من تا ماه گردون است!
شرط اولیه پیدایش پول الکترونیکی هم رواج خرید های اعتباری است که در سیستم بانکی ایران بدليل تحريمهاي آمريكا وجود ندارد.مسلما روند تکنولوژیک و مالی رشد و توسعه چنین تسهیلاتی در نقطه حاضر متوقف نشده و به سرعت پیشروی خواهد کرد.چنانچه نتوانیم شرایط فعلی را در نظام مالی و اعتباری خود هضم کنیم در واقع فقط عقب ماندگی ها را توسعه داده ایم. باید از روزی ترسید که این عقب مانده گی ها به واماندگی منجر شود ونیک میدانید که عقب ماندگی و واماندگی سیستم پول و سرمایه و متعاقب آن نظام تجاری یک کشور در جامعه یکپارچه تجارت جهانی به چه معنی است!

همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد!

سپتامبر 20, 2007 5 دیدگاه

اين پست را تقديم مي كنم به  كاتالاكسي عزيز كه خيلي از بابت اينهمه هماهنگي بديع و بي نظيري كه اطراف ما رو احاطه كرده بويژه در موضوع سهميه بندي بنزين، ناراحت شده!

——————

خبر بد پشت خبر بد. انگار قرار بود انروز همه يکجوري قبله عالم را عصباني کنند.اما ايشان خم به ابرو نمياوردند .همانطور که لايق وجود ملوکانه است به اورنگ شاهي تکيه داده بودند و چشم در چشم راويان که از اقصا نقاط ممالک محروصه شاهنشاهي اخبار بد از راهزني و خرابي امور مملکت و شکايت رعيت و سيل و قحطي و مرگ و مير رعايا و اعيان ميگفتند آرام گوش ميکرد و هيچ نميگفت تا آنجا که ظهر و هنگام نهارو استراحت نيمروزي وجود ملوکانه شد . اما ايشان همچنان خيره به روبرو مينگريستند.گفتم نکند بلايي سر خاطر مبارک امده نکند زبانم لال…!

آهسته در گوش مبارک گفتم: اعليحضرت ناصر الدين شاه قصد عزيمت اندرون جهت صرف نهار را ندارند! ايشان همانطور که خيره به روبرو مينگريست، آرام سر را بالا و پائين تکان دادندو فرمودند: خوب است! خوب است! خوب است که همه چيزمان به همه چيزمان ميايد!!!

nasereddinshah.jpg
آنچه در بالا امد برگي از خاطرات يکي از نزديکان ناصر الدين شاه بود. حقيقت اينکه گذر ايام هيچ تغيير عمده اي در وضع و حال ما ايجاد نکرده و همچنان شکر گزار درگاه باريتعالي هستيم از اين بابت که همه چيزمان به همه چيزمان ميايد! اقتصادمان، سياستمان، وضعيت سرمايه گذاري خارجي، بازار بورس ،كارت سوخت بنزين، دولت الكترونيك، تجارت الكترونيك، نظام بانكي، وب فارسي، رمه فيلها و فيلبانانش و هزار و يك موضوع ديگر.

اينها همگي در هماهنگي و يكدستي بينظيري با هم هستند! كلهم داغان!!!

اگر زبانم لال در اين ميان يكي ساز مخالف ميزد و ميخواست بر اصول و قواعد مستدام، ثابت و لايتغيري استوار باشد كه روزگارمان سياه بود. انوقت ديگر سنگ روي سنگ بند نميشد! كاتالاكسي عزيز دست روزگار شما را نيز در صف شكر گزاران اينهمه نظم بديع قرار دهاد!!!

كالبدشكافي پرونده يك قتل عام با شوك الكترونيكي

اين كالبد شكافي پرونده قتل عام پينوكيوهائي است كه آمارشان در محيطهاي كاري ايران رو به تزايد است.
خب! اول بايد بگويم چه شد كه به اين ايده رسيدم!مدتي بود كه متوجه اين شرائط شده بودم ولي دقيقا نمي دانستم چه دلايلي مي تواند داشته باشد!

mission.jpg
لازم است اول اصل ماجرا را بگويم تا بعد انرا تحليل كنيم!
بنا به روابط كاري و موضوعاتي كه با آن درگير هستم، با شركتهاي حمل و نقل بين المللي زيادي كار ميكنم! رويه كاري شركتهاي حمل و نقل در جريان يك پروژه بازرگاني بصورت نمونه به اين نحو است:
براي ارسال كالاي خود به خارج از كشور پس از طي مراحل لازم در وزارت بازرگاني، بيمه و بانك مربوطه لازم است كالا را آماده ارسال كرده و آنرا تحويل شركت حمل و نقل منتخبتان دهيد. شركت حمل و نقل با اطلاعات محموله شما بارنامه اي صادر مي كند كه آنرا به همراه ساير اسناد لازم به خريدار كالا تحويل ميدهيد. ( بايد يكبار جزئيات يك پروژه استاندارد صادرات يا واردات را برايتان بنويسم!)
خريدار كالا پس از اينكه محموله به گمركي كه در بارنامه اشاره شد، رسيد با توجه به اعلاميه اي كه از سوي نماينده شركت حمل و نقل در كشور خودش دريافت ميكند بايستي با در دست داشتن بارنامه و هزينه صدور برگه ترخيصيه به ان شركت مراجعه نمايد.
سابقا تمام اين پروسه بصورت دستي انجام ميشد! عمليات كند و پر دردسري بود .اما دقيقا مثل انچه روزگار پيش از اين و حتي تا حدود زيادي امروزه در بازار تهران و امثال آن رايج است همه چيز براساس اعتماد و مشتري مداري واقعي در جريان بود. معني اين مشتري مداري واقعي را آنجائي درك مي كنيد كه گير يكي از اين اپراتورها در شركت هاي حمل و نقل جديد بيفتيد!!!
يكي از معظم ترين اين شركتها «فروغ دريا» است كه نماينده خطوط كشتتيراني معظم MSC در ايران مي باشد. مالك ايراني اين شركت فردي بنام مينوئي است كه تا 5-6 سال پيش فقط يك شركت كوچك بنام« مرواريد درياي ابي »داشت. اما به يمن طلوع دبي و امارات متحده عربي در عرصه تجارت غرب آسيا و حضور بزرگان چيني، كره اي، ژاپني و هندي در انجا اين بزرگوار توانست با شركائي از اين كشورها چند شركت جور واجور راه اندازي كند. از حيث قيمت در امر صادرات و واردات توانستند خيلي از رقبا را از بازي اخراج كنند. دوستان زيادي در شركتهاي خرد وريز حمل ونقل داشتم كه حالا يا از كار بيكار شده اند يا در يكي از اين شركتها كار ميكنند. مكانيسم جذب نيرو به اين صورت كار احمقانه ايست. درست مثل اين است كه يك نهنگ بزرگ كلي قايق و كشتي كوچك را ببلعد. حالا يك عالمه پينوكيو و پدر ژپتو در شكمش دارند زندگي مي كنند. شايد پدر ژپتو ها از اوضاع راضي باشند، اما پينوكيو ها با همه كله چوبي بودنشان چنين فضايي را ظالمانه ميپندارند. آنها مداوما با سيستم ، خودشان و ديگران درگيرند. ولي داستان ما اين نيست!
شوك الكترونيكي آنجائي وارد ميگردد كه اين جماعت جوان كه كار كردن در محيطي مطبوع، كوچك با روابط عمومي مقتدر و حرفه اي را آموخته اند، حالا بايد فقط يك اپراتور باشند! فرمانده معظم اين سامانه ، تراشه بي شعوريست كه چيزي از روابط عمومي كه مغز كسب وكار است نمي فهمد. روابط ميان افراد كه در تعاملات روزمره و ميان انسانها اساس ايجاد اعتماد و وفاداري در مشتري است اينجا كشك هم نيست. اين تراشه همه چيز را مديريت ميكنند و تمام اطلاعات را در سراسر جهان در كل زنجيره نمايندگيها گردش مي دهد. كارمندان چنين سامانه اي نه كارشناس هستند نه كارشناس ارشد! همگي خرد و كلان فقط اپراتور هستند حتي مديرها هم اپراتور هستند. باور نميكنيد، مگر به مشكل كوچكي بر بخوريد كه نياز به كمي نرمش از سوي مديريت سيستم داشته باشد. آنگاه با جمله حيرت انگيزي رويرو ميشويد: نميشه! سيستم اجازه اين كار رو نميده! راست ميگويد. فلوچارت سيستم بنحوي تنظيم شده كه اگر هر مرحله درست و دقيق طي نشود، اعداد وارد نشوند، هزينه هاي پرداختي كامل نباشد، بدهي هاي قبلي تسويه نشده باشد به مرحله بعدي نمي رويد و هيچ كاري انجام نمي شود! فايده اي هم ندارد به سراغ مدير بالادست برويد، آن پشت يك حوض پر از مرغابي است! همگي يك صدا را توليد ميكنند: نميشه! سيستم اجازه اين كارو نميده! خبري از نرمشي كه گاهي اوقات لازمه مديريت مشتريان وفادار و دائمي، پيرو اصل مشتري مداري است، نمي يابيد! بگذاريد فاجعه را عميق تر كنم!
گاهي صداهاي عجيب تري هم ميشنويد! من يكي شنيدم! كارم گره خورده بود يك بدهي جزئي مربوط به سه هفته پيش مانع از اين بود كه برگه ترخيصيه محموله وارداتي جديدم را بموقع بگيرم! اگرچه بديهي بود از اين گروهان مرغابي جواب درستي نگيرم ولي نتوانستم قبول كنم كه اين كار انجام نشود! رفتم طبقه بالا تا مدير ترافيك( كانتينرهاي صادره و وارده) را ببينم.اسمش گلشن بود! ماجراي دو سه جمله اي را به او گفتم. از وسط آن عينك گرد زل زد و گفت: چي ميگي! نميشه! ok! برو! و خودش زودتر رفت داخل اتاقش! ابله در عين غفلت از شدت شوك الكترونيكي حتي حرف زدن عادي هم يادش رفته بود! از عكس العمل تند و جانانه اي هم كه به او نشان دادم، ميگذريم!!!
شوك الكترونيكي شرايطي است كه پينوكيوها گرفتارش شده اند! آنها اپراتور سيستمي شده اندكه اجازه كوچكترين خلاقيت و تحولي را از آنان مي گيرد! همه چيز تعريف شده است و اغلب ساعات طولاني را با اين سيستم كار ميكنند. روابط بين پرسنل بدليل فشردگي كار و طراحي و دكور محيط كاري حداقلي است. همان حداقل هم از طريق مسنجرهاي سيستم برقرار ميشود، آنهم اغلب مربوط به موضوعات كاري است. انساني ترين قسمت اين ارتباطات مسنجري آنجائي است كه سوتي و محملات ديگري را براي كل پينوكيوها send to allميكنند!!!
دنياي شوك زدگان، دنياي كوچكي شده است! به كوچكي همان تراشه اي كه آنها را محدود ميكند! سيستم از آنها اپراتور ساخته است! يك گروهان مرغابي به اين لشكر پينوكيوها امرو نهي ميكند! غافل از اينكه انسان در محيط كسب و كار موجودي است كه با روابط انساني و مهارتهاي خلاقه اش به كسب و كار شكل ميدهد! با ديگران گفتگو مي كند و اين گفتگو برايش منشاء رشد و تعالي است! فكر ميكند، به آنچه در اطرافش ميگذرد و اين هوشياري برايش منشاء تحول است! اما، اين يك قتل عام است! آنها ديگر انسان نيستند! آنها همه چيزشان را داده اند و اپراتور شده اند!
يكسر اين ماجرا شوك زدگان هستند، سر ديگرش خيل مشترياني كه بدليل نظام تجارت الكترونيك ناقص و عقيم ايران ناچارند به جاي آنكه پاي اينترنت امورشان را رتق و فتق كنند، مراجعه حضوري به چنين شركتهايي داشته باشند و با اپراتورهايي روبرو شوند كه در يك سو به نظام جامع و كامل تجارت الكترونيك بين الملل درگيرند ودر ديگر سو با مشترياني كه چشم در چشمشان ميدوزند و نمي فهمند كه چرا پينوكيوها حرفشان را نمي فهمند! پينوكيوها روابط انساني را فراموش كرده اند! فرمت شده اند! درنتيجه بي ادب و ابله نشان مي دهند!

طفلك پينوكيوها! طفلك روابط انساني! طفلك تجارت الكترونيك ايراني! طفلك ما كه…!
قبل از آنكه بحث سياسي شود، همينجا تعطيلش ميكنيم! خيلي دلم ميخواهد و اصرار دارم، احساستان را در مورد آنچه گفتم بدانم!