خانه > مشاوره كسب و كار, زندگي > شباهت‌هاي علي دايي و هاشمي رفسنجاني

شباهت‌هاي علي دايي و هاشمي رفسنجاني

اول، سرمقاله محمد قوچاني در روزنامه ههم ميهن را بخوانيد:

قهرمان شدن علي دايي در ليگ فوتبال ايران به ‌همان اندازه شگفت‌انگيز است كه اول شدن هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس خبرگان رهبري و علي دايي در ميان اهل ورزش همان اندازه نامحبوب است كه هاشمي رفسنجاني در ميان اهالي سياست.

اما چه موافق دايي باشيم، چه مخالفش، امروز او قهرمان است همچنان كه چه موافق هاشمي باشيم و چه مخالفش او برنده اصلي انتخابات خبرگان بود. هاشمي كه دوبار خود را در معرض راي مردم قرار داد و توفيقي نيافت و پس از سال‌ها رياست‌ مجلس و جمهوري نتوانست نماينده مجلس و رئيس مجدد جمهوري شود، هاشمي كه دوباره به‌فاصله هفت‌سال از پيروزي در انتخابات بازماند آنقدر «حرفه‌اي» بود كه دست به ريسك بزند و يك‌سال پس از شكست در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1384 و شش سال پس از شكست در انتخابات پارلماني سال 1378 بازهم وارد انتخابات شود و اين‌بار بيش از همه نامزدهاي اصلاح‌طلب و اصول‌گرا (كه هريك در دوره‌اي او را از خود رانده بودند) راي آورد.

اين احتمالا آخرين باري بود كه هاشمي خود را در معرض راي مردم قرار مي‌دهد چه سن‌وسال او نسبتي با طبع‌آزمايي در انتخابات ندارد اما همين انتخاب آخر، هاشمي را در شرايطي قرار داد كه احساس كند با رضايت از صحنه انتخابات كنار مي‌رود. وضعيت هاشمي ديروز در مورد علي دايي تكرار شد.

دايي كه همواره در برابر زخم‌زبان همه كساني كه از پير شدن او خبر مي‌دادند قرار داشت، دايي كه بسياري از باشگاه‌هاي ايراني و عربي و آلماني را براي طبع‌آزمايي چشيده بود، دايي كه در افكار عمومي ورزش ايران يكي از عوامل شكست تيم‌ملي در جام‌جهاني گذشته بود، دايي كه تيم‌هاي بزرگ پايتخت عذر او را خواسته بودند و پس از عمري پوشيدن پيراهن تيم‌هاي بزرگ ايران و آلمان و امارات مجبور شد در تيمي نامحبوب با بازيكناني كمتر مشهور قرار گيرد ديروز در دو مقام بازيكن و مربي، قهرمان ليگ فوتبال ايران شد تا ثابت كند آنقدر «حرفه‌اي» هست كه دست به ريسك زند و سرپيري معركه‌گيري كند. «حرفه‌اي» بودن به معناي دايي و هاشمي نترسيدن از ريسك است و شكست. نهراسيدن از سرزنش مردم است و اطمينان داشتن به خويش. يك نمونه اين سياستمداران حرفه‌اي، ريچارد نيكسون بود كه پس از بارها تجربه شكست سرانجام رئيس‌جمهور آمريكا شد.

اتفاقا اين حرفه‌اي‌ها چندان محبوب نيستند. اليور استون در آخرين صحنه فيلم نيكسون از قول او رو در روي عكس كندي، رئيس‌جمهور محبوب آمريكا نقل مي‌كند كه مردم آمريكا در تو آنچه مي‌خواهند باشند را مي‌بينند و در من آنچه هستند.

نيكسون باهوش‌ترين رئيس‌جمهور جمهوري‌خواه آمريكا بود اما احتمالا منفورترين هم بود. افرادي مانند هاشمي، نيكسون و دايي گرچه خويش را در معرض رقابت‌هاي دموكراتيك (مانند فوتبال يا انتخابات) قرار مي‌دهند اما ظاهرا بيش از راي و نظر مردم به خود اميدوار هستند. قهرمانان بر دو دسته‌اند: گروهي محبوبند اما هرگز كسي تمام قابليت‌هاي آنان را نديده است چون يا كشته مي‌شوند يا مظلوم مانند جان.اف. كندي و سيدمحمد خاتمي و گروهي با وجود آنكه سعي مي‌كنند همه ظرفيت‌هاي خود را نشان دهند اما محبوب نيستند مانند ريچارد نيكسون، اكبر هاشمي رفسنجاني و علي دايي.

اين افراد البته بيشتر شبيه «ضد قهرمانان» اند تا «قهرمانان» چراكه مفهوم قهرمان را مي‌شكنند و تغيير مي‌دهند. خود را بر واقعيت تحميل مي‌كنند و احساس دوگانه‌اي را در مخاطبان به‌وجود مي‌آورند كه آميزه‌اي است از عشق و نفرت.

اين نفرت اما زماني به عشق تبديل مي‌شود يا حداقل از درجه آن كاسته مي‌شود كه افرادي از اين دست زمان كناره‌گيري را تشخيص دهند. علي دايي اگر بعد از حذف ايران از جام جهاني از فوتبال خداحافظي مي‌كرد چون با يك شكست بدرقه مي‌شد براي هميشه نامحبوب يا شكست‌خورده باقي‌ مي‌ماند.

هاشمي رفسنجاني اگر پس از شكست در انتخابات رياست‌جمهوري از سياست خداحافظي مي‌كرد نيز زندگي سياسي خود را با شكست‌خوردگي پيوند مي‌زد. از اين‌رو هم شركت هاشمي در انتخابات مجلس خبرگان ضروري بود و هم حضور دايي در رقابت‌هاي ليگ فوتبال ايران. اكنون اما زمان خداحافظي است و بهترين زمان خداحافظي.

دايي و هاشمي هردو بايد از بازيگري استعفا دهند. چه بازي ورزش و چه بازي سياست و اين به معناي پايان دايي و هاشمي نيست، آنها مي‌توانند مربيگري پيشه كنند و به‌جاي بازيگري، بازي‌سازي كنند. به‌جاي رئيس‌جمهور شدن، رئيس‌جمهور تعيين كنند، به‌جاي قهرمان شدن قهرمان معرفي كنند و اين كاري است كه اگر امروز نكنند هرگز فرصتي براي ديدن يك «پايان خوش» در زندگي حرفه‌اي خويش نخواهند يافت. نيمكت‌نشيني هميشه به‌ معناي حذف‌شدن نيست، گاه به معناي پيروز شدن است.

————–

شايد بهتر بود كساني مثل علي پروين و افراد ضعيفتري مثل قلعه نوعي با علي دائي مقايسه ميشدند. مقايسه خوبي نيست كه فردي را در حد هاشمي در عالم سياست به كساني كه دنياو حال متفادوتي دارند يكجا بررسي كنيم.

آنچه از ما انسانهاي متفاوتي ميسازد، ارثيه پدري، ثروت، شغل يا هرچيزي از اين دست نيست! شخصيت ماست كه آينده ما ر ا ميسازد! در مورد شخصيتي كه داريد هوشيار و موشكاف باشيد!

پول خردهای بیزنس بلاگر را هم از دست ندهید!

پ.ن1: براي مطالعه و پيگيري مطالب بيزنس بلاگر بهتر است از فيد بيزنس بلاگر استفاده نمائيد.

پ.ن2: براي پيگيري توئيتر بيزنس بلاگر مرا فالو كنيد.

پ.ن3: براي پيگيري مطالب گوگل ريدر اشتراكي بيزنس بلاگر كه مطالب مربوط به وب۲، اقتصاد، بازار بورس تهران، بازار طلاو فارکس، کارآفرینی، ریسکهای سیاسی و سياست را به اشتراك مي گذارد، از اين لينك استفاده نمائيد.

پ.ن4: براي پيگيري فرندفید بيزنس بلاگر مرا به لیست دوستان خود اضافه كنيد!

Advertisements
  1. tovalet
    ژوئن 16, 2007 در 7:18 ب.ظ.

    در مورد هاشمي كمي بي انصافي كرده. فقط خواسته در شماره هاي تازه روي خط سياسي روزنامه شان تاكيد كند.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: