بایگانی

بایگانیِ دسته‌ی ‘انرژي هسته اي’

زنگها براي كه به صدا در مي آيند!

سپتامبر 22, 2007 bizbloger 5 دیدگاه

مطلب ذيل اصل پستي است كه در تاريخ 21 مهر ماه 82 در وبلاگ “بازار،تجارت و سرمايه” داشته ام كه به لطف پرشين بلاگ حذف شده است! خدا را شكر كه نوشته هاي آنزمان را با notepad آرشيو كرده ام! عين مطلب را با تمام لينكها به اين دليل اورده ام كه بتوانيد مقايسه اي با اوضاع امروز داشته باشيد! كل مطلب در مورد نو محافظه كاران آمريكائي، انرژي هسته اي و جنگ احتمالي پيش رو است! ظاهرا اوضاع از آن زمان تا كنون تغيييري نداشته است! اسم صاحب منصبان تغيير كرده، اما كلمات و لحنشان خير! زمان براي ما متوقف شده است!

———————————-

I want you Iran

هر چقدر که آرام و خونسرد باشی نميتوانی اينهمه اخطار و چراغ خطر را ناديده بگيری و اگر کمی اعصابت ضعيف باشد ترجيح ميدهی در يک پيچ ملايم از بازی بيرون بپری. خب! حق داری! تو سرمايه گزار هستی و به چيزی جز حفظ و توسعه منافعت متعهد نيستی! اين اصل است و همه چيز در همين راستا است که معنی ميابد. بازی عشق که نيست! کسب و کار است! يک بازی بزرگ و مردانه! با کسی هم سر جنگ نداری! نبايد بازی قاعده مند تو تبديل به کابوس نيمه شب تابستانی شود! متاسفانه اينطور شد! اژدها سواران بورس تهران در جريان عوض شدن قاعده بازی دسته دسته محترمانه در حال اخراج از بازی هستند! دليل اين ماجرا موضوع پيچيده ای نيست! کسی از قاعده بازی سر در نمی آورد. شما چطور؟!

حالا چيزي که بيش از هر چيز ذهنت را مشغول کرده اتفاقات بيرون بازار است. اگرچه هر چيزي که ريسک سرمايه گزاري را بالا ببرد به سرمايه گزار مربوط است و بايد آنرا تحت نظر داشته باشد! خب! با خودت رودربايستي که نداري! گير کرده اي سر اينکه چرا آمريکا اينطور گير داده به ايران. درست در سالي که اينهمه پرتوان بوده اي و اينهمه ريسک را تحمل کرده اي و با چنگ و دندان هوشيارانه از منافعت دفاع کرده اي ُ درست وقتي که ميخواهي همه ذهنت را روي تحولات فني بازار بگذاري دلت شور ميزند که نکند ضربت صاعقه وار يک جنگ نا خواسته همه چيز را بهم بريزد! تو حق داري!گوشهايت خطا نمي کنند! اين صداي زنگ است! اما اين زنگها براي که بصدا در ميايند!

انگار محاصره شده ايم! تمام اتفاقات بنفع جبهه مقابل در جريان است! قضيه آنقدر ها هم مبهم نيست. خب! سياست آمريکا همين است. يکراست ميرود سر اصل مطلب و ميگويد اينها را ميخواهم و بايد اين کارها را انجام دهي در مورد اينهم که بگويد منافعش در خطر است با کسي رودربايستي ندارد!

تمام انرژي سياست خارجي آمريکا در سه نقطه جمع شده است:

۱-تلاش ميکند بدنيا ثابت کند که ايران از گروههاي تروريستي حمايت ميکند و البته عملا تا حدود زيادي اينکار را کرده است!

۲-تلاش ميکند بدنيا ثابت کند ايران فعاليت هسته اي با اهداف نظامي دارد. اين مورد هم متاسفانه تا حدود زيادي با موفقيت پيش رفته است!

۳-تلاش ميکند بدنيا ثابت کند که حقوق بشر در ابعاد وسيعي در ايران نقض ميشود.

البته آمريکا در چارچوب سياست خارجي اش چندان دغدغه حقوق بشر ندارد. اين آيتم بيشتر محض رضايت ياران اروپائي در برنامه کاري آمريکا قرار گرفته است. خب! پيش از انکه ماجرا را به تفصيل بررسي کنيم بگذاريد قصه را از جاي ديگري اغاز کنيم.

در خود ايالات متحده کساني هستند که بهتر است آنها را صهيونيستهاي مسيحي بناميم. هر تصويري که از محافظه کاري، تندروي مذهبي و صهيونيسم يهودي داريد در مقابل اين طيف كه آنها را صهيونيستهاي مسيحي خوانديم، بسيار لطيف و فانتزي است! باور كردني نيست كه اينان چند دهه است كه جهان را بر پايه تعاليم كتاب مقدس در فصول عهد عتيق به سمت جنگ بزرگ هدايت ميكنند. جنگي كه در پس ان موعود مسيحيت كه آنرا در اشتراك با موعود يهود يافته اند در ارض مقدس در بيت المقدس ظهور ميكنند و مومنين تولدي ديگر ميابند! اينان براي مهيا كردن زمينه ظهور موعودشان از چند دهه پيش تا به امروز ميلياردها دلار هزينه كرده اند و باز هم ميكنند و اصلا اين عمل را يك فريضه مقدس ميدانند.

غصب سرزمين فلسطين، بيرون راندن مسلمانان از اراضي اشغالي و سعي در تغيير تاريخ اين سرزمين وتلاش براي پياده كردن تصويري كه كتاب مقدس از زمان ظهور دارد در عالم واقع همه بر اين مبنا است. شگفت تر آنكه اين عده با نفوذ در اركان قدرت سياسي در كشور آمريكا و حتي برخي ديگر كشور هاي قدرتمند توانسته اند زمينه سازي هاي لازم براي حضور بيشتر در منطقه را فراهم آورند. حضور پيگيرانه و توسعه همه جانبه ناتو در منطقه، حمله ضربتي و غافلگيرانه به عراق در شرايطي كه آمريكا متحدين چنداني نداشت، فشار سياسي بي امان به سوريه و ايران در اين راستا انجام ميگيرد.

تمام اين عمليات نه براي يك هدف صرفا مادي كه براي فراهم كردن مقدمات ظهور منجي انجام ميشود كه به اعتقاد اين مسيحيان متعصب رستگاري عالم را در پي دارد! باوركردني نيست كه عده اي چنين قدرتمندانه و بيمهار جهان را به سنت جنگي بزرگ هدايت ميكنند. نبردي كه حتي نقطه نهايي آن مشخص شده است. دره آرماگدون در كوهستانهاي مرزي اسرائيل با اردن و سوريه واقع شده در تمام نقشه هاي نظامي منطقه وهي متمايز دارد. در تمرينات مكرر نظامي كه در اين منطقه ترتيب داده ميشود فقط پيروزي نيروهاي خير بر تمام شرارت اموزش داده ميشود. ترتيب ورود و خروج نيروها به دره و حتي ميزان ادوات نظامي لازم و طول نبرد بارها تمرين شده است. دقيقا مطابق گفته هاي كتاب مقدس. جماعتي كه در سراسر جهان به هر ترتيبي بيديني را تروي ميكند ، خود اين چنين مقيد به حقيقت بخشي بند بند پيش گوئي هاي ان هستند!

اين جنگ بزرگ آرماگدون نام دارد! بقول بنيامين ديزرائيلي نخست وزير اسبق انگلستان: كساني كه بر جهان حكومت ميكنند بسيار متفاوت از شخصيتهاي مشهوري هستند كه افراد بي خبر از پشت صحنه تصور ميكنند! در اين اتحاد ميان مسيحيان افراطي كه در ميان جمهوري خواهان محبوبيت فوق العاده اي دارند ويهوديان جاي سوال بسيار دارد كه البته در اينجا فرصت پرداختن به آنرا نداريم! آنچه اغلب از چشمها پنهان مانده است اين است كه عمده ترين دليل پشتيباني بي دريغ آمريكا از اسرائيل اين نيست كه يهوديان جايگاه محكم و رفيع اقتصادي و سياسي در آمريكا دارند ، بلكه اين حقيقت مستور است كه متعصب ترين گروه هاي برخي فرقه هاي مسيحي پروتستان نظير كساني كه از چهار قرن پيش تا نيمه قرن بيستم در انگلستان انديشه بنيادين صهيونيسم را مطرح و پياده ساختند دليل ديگري براي اينكار داشتند و آن فراهم ساختن شرائط لازم براي ظهور دوباره مسيح است!تلاشي براي بازسازي پيشگوئيهاي آمده در فصول عهد عتيق كتاب مقدس نقطه به نقطه، خط به خط! حتي اگر لازم باشد به بهاي به آتش كشيدن همه دنيا باشد!خب! حال نظرتان راجع به بن لادن چيست! در مقايسه با اين جماعت، خيلي لطيفتر بنظر ميرسد! اينطور نيست!؟

آمريكا با فشار بر ايران سعي ميكند از حمايت ايران از گروه هاي فلسطيني و لبناني كاسته و به اين ترتيب زمينه برقراري صلح مبتني بر اهداف برنامه راه آماده ميشود! هر چند خود اين برنامه در اسرائيل و در ميان يهوديان متعصب دشمنان بسيار دارد! بهر ترتيب امريكا سشعي ميكند با پيگيري برنامه هاي متعدد و دردسرسازي در نقاط متعدد زمينه تمركز را از سيستم سياست خارجي ايران گرفته و انرا بكل مختل كند.

موضوعاتي مثل: پرونده استات اويل ، امكان تحريم اقتصادي ايران ، فشار به روسيه براي كنترل برنامه هسته اي ايران ، چالش مصنوعي در روابط ايران و انگليس . براي داغ كردن فضا و ايجاد تنشهاي احساسي نيز اظهار نظر هاي متفاوتي مطرح ميشود كه شرائط را بيش از پيش نامطمئن جلوه ميدهد:

پيتر هين، رييس حزب حاکم (حزب کارگر) در مجلس عوام بريتانيا اعلام کرد که از ديد او، جامعه جهانی نبايد با ايران همان رفتاری را بکند که با عراق کرد.

در حاليکه قرار است نمايندگان آژانس بين المللی انرژی اتمی عازم تهران شوند، کمال خرازی، وزير خارجه ايران، گفته است نبايد اجازه داد مساله برنامه های هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارجاع شود.

آريل شارون نخست وزير اسرائيل در گفت و گو با تلويزيون دولتی اسرائيل گفته است که دولت ايران و گروه حزب الله لبنان بسيار علاقمندند که با اسرائيل به تبادل اسرا بپردازند تا زندانيانی را آزادی زندانيانی که در يکی از کشورهای اروپايی دارند امکانپذير شود.(متن كامل)

حسين خمينی، نوه آيت الله روح الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی در ايران، صراحتا از آمريکا خواسته است به خاتمه دادن به حکومت روحانيون بنيادگرا در ايران کمک کند.(متن كامل)

اگر ايران تا پايان اکتبر تمام اطلاعات مورد درخواست اين آژانس را در مورد برنامه هسته ای اش عرضه نکند، ناچار خواهد شد مراتب را به هيأت رئيسه آژانس گزارش کند و هيأت رئيسه امکان دارد پس از بحث و بررسی تصميم بگيرد مسئله عدم همکاری ايران را به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارجاع کند.(متن كامل)

هدف اصلي استكبار جهاني در منطقه ايران است و ما بايد آماده باشيم تا آمريكا به اهداف خود در منطقه دست پيدا نكند.وي به بررسي اوضاع حساس منطقه اي پرداخت و تصريح كرد: اين وضعيت منطقه اي ، اهميت و حساسيت مسئوليت و وظيفه نيروهاي نظامي و انتظامي را در دفاع از نظام و انقلاب اسلامي و امنيت كشور تشديد كرده است . سيد ضيا الدين احتشامي نيز در مقاله اي راههاي موجود در موضوع پذيرش پروتكل الحاقي را بررسي ميكند.(متن كامل)

مصاحبه واشنگتن پست با وزير امور خارجه دكتر خرازي خواندني است.(متن كامل)

در همين روزهاي اخير هم كه در كامل بهت و حيرت جهانيان موضوع اهداي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي فعال ايراني حقوق بشر را شاهد بوديم! علي رغم  مجموعه فعاليتهايشان در انجمن حمايت از حقوق كودكان ،  شكی نیست كه اين اتفاق به افزايش فشارها بر ايران در زمينه حقوق بشر و درنهايت افزايش ريسك كسب و كار منجر خواهد شد! صداي زنگها همچنان بگوش ميرسند! براستي با چنين ريسكي چگونه بايد به بازي ادامه داد! واقعا دل شير ميخواهد!

پيش بسوي جنگ بزرگ!

سپتامبر 17, 2007 bizbloger 3 دیدگاه

اين اصل پستي است كه در بهمن ماه 81 درست كمتر از دو ماه به آغاز جنگ امريكا و عراق در وبلاگ” بازار، تجارت و سرمايه” در پرشين بلاگ داشتم! البته به لطف پرشين بلاگ كل وبلاگ دود شده و به هوا رفته! روح ماجرا و تنشي كه در آن ديده ميشود مشابه احساسي است كه امروز در وبلاگها يي كه در مورد جنگ احتمالي ايران وآمريكا مي نويسند ميبينم! انگار كسي ما را در همان ريل قرار داده است!

—————————–

“ما براي مبارزه با بحران احتمالي آماده ايم”. اين آرامش بخشترين كلماتي بود كه روزهاي گذشته در تب و تاب تدارك جنگ بزرگ منطقه از زبان مرد ساختمان خيابان حافظ خطاب به خبرنگاران شركت كننده در جلسه آشنائي با بورس تهران بيان شد.
اگرچه هنوز در دوران پيش از جنگ بسر ميبريم اما بنياد گرايان آمريكائي در مسير تعيين شده سياستگذاران جنگ بزرگ جهان رابه بهانه مهار ديو و حشي نفت به آستانه جنگي ميبرند كه علي رغم مام محاسبات كسي درباره كوتاه و مؤثر بودن آن تضميني نداده است.تمامي شواهد حاكي است که آمريکا و تعدادي از دست نشاندگانش به عراق حمله خواهند کرد.

ماشين عظيم نظامي آنها در زمين و آسمان و دريا با همه تجهيزات و تدارکات رزمي آماده حمله است. حتي دوربين هاي فيلمبرداري رسانه هاي بين المللي در صحنه حضور دارند.صدور فرمان حمله به درازا نخواهد كشيد.اقتصاددانان و دولتمردان آمريكايي از سه سال پيش به اين طرف هر روز توجيه جديدي براي علت ضعف اقتصاد آمريكا تراشيده اند. آخرين آن ها فضاي نااطميناني حاكم در اثر احتمال جنگ با عراق است.

طبق اين نظريه چشم انداز جنگ با عراق، گذشته از بالارفتن قيمت هاي نفت باعث ايجاد عدم اطمينان شديد در بين شركت ها و مصرف كنندگان شده است، به طوري كه تصميمات و برنامه هاي مربوط به هزينه هاي سنگين خود را به تعويق انداخته اند و به محض آنكه اين فضاي عدم اطمينان برطرف شود، دوران رونق از راه مي رسد. براي همين صاحبان صنايع هر چند آشكارا نمي توانند تمايلات خود را ابراز كنند، اما در خفا آرزو مي كنند كه اين جنگ هر چه زودتر شروع و البته خيلي زود هم تمام شود تا ابرهاي ترديد پراكنده شوند.

نيكلاس يوخم، مدير بزرگ ترين موسسه گردشگري آلمان مي گويد: «براي همه ما بهتر است كه اين جنگ هر چه زودتر شروع شود و تا آن جا كه ممكن است كوتاه و بدون دردسر باشد. » در عين اينكه روساي بزرگان اقتصاد جهان -گروه8 – در مجامع گوناگون سعي مي كند در ظاهر مخالفت خود را با جنگي اين چنين واضح بر سر دستيابي به منابع نفت خاورميانه و ساير مزاياي منتج از آن ابراز كنند اما در نهان همگي بر سر منافع حاصله اتفاق نظر دارند .

پيش بسوي جنگ بزرگ!

در حقيقت كيست كه از وضعيت اظطراري و نگران كننده اقتصاد بويژه در بخش بازارهاي سرمايه آمريكا بعنوان غول بي همتاي اقتصاد جهان كه هر تلنگري بر پيكره آن تمام بازارهاي جهان را تكان ميدهد بيخبر باشد.شاهد كوچك اين ماجرا خسارت وارده بر ارزش ريالي موجودي صندوق ذخيره ارزي است كه طي مدت كوتاهتر از سه هفته در صورت تبديل به موقع به يورو مي توانست حدود 4000 ميليارد ريال ارزش افزوده ريالي پيدا كند. اين خسارت هنگفتي است كه به ايران جزيره جدا افتاده از اقتصاد يكپارچه جهاني بر اساس قوانينWTO ، بوجود آمده است.

به مجموع رقم خسارتهاي وارده بايد زيانهاي ناشي از بلاتكليفي در بازارها را نيز افزود. چرا كه صاحبان سرمايه منتظر آغاز و پايان جنگي هستند كه ظاهرا هيچ نيرويي ياراي جلوگيري از آغاز آن راندارند .گوئي زمان براي صدام حسين پايان يافته است. ايا كسي ميتواند قول بدهد اين جنگ با چه سرعتي پيش رفته و پايان ميابد.اگر جنگ به خيابان هاي بغداد كشيده شود و تلفات نيروهاي آمريكايي و انگليسي زياد باشد؛ يا احياناً دولت هاي عرب توليد نفت خود را كاهش دهند يا مانع دسترسي نيروهاي غربي به پايگاه هاي نظامي خود شوند؛ اسرائيل درگير جنگ شود و القاعده در لندن و لس آنجلس دست به بمب گذاري بزند؛ صدام از روي استيصال چاه هاي نفت كشور را به آتش بكشد يا متوسل به استفاده از سلاح هاي كشتار جمعي گردد، آن وقت است كه سناريوي «فرار به ماه» موسسه مديران لندن تنها راه چاره آمريكا خواهد بود!!!!!

شايد فردا مال من باشد!

سپتامبر 16, 2007 bizbloger 3 دیدگاه

مهم نيست كه واقعيت چيست. مسئله اين است كه چگونه اين واقعيت درك مي گردد. بر اساس اين قاعده روانشناسي است كه ميتوان تحليل كرد چگونه بر خلاف اغلب بازارهاي بورس، فاركس و نفت جهان غالب فعالان بورس تهران اعتقاد دارند: اصلا جنگي در نخواهد گرفت. تازه اگر هم اتفاقي بيفتد يا بمباراني روي تاسيسات هسته اي صورت بگيرد، مهم نيست و تاثير رواني عمده اي روي بازار نخواهد گذاشت. دوباره قيمتها بازميگردند و ضرر نخواهيم كرد.

ريسكهاي سياسي

بامزه اينجاست كه برخي براي جمع آوري سهام بازار در زمان افت شديد قيمتها خود را آماده مي كنند. اين عده با مشابه سازي تجربه ۱۱ سپتامبر و جنگ افغانستان و عراق براي عمليات مزبور تدارك ديده اند. نگفته پيداست كه با چنين برداشتي از واقعيت پيش رو، شايد اتفاق چنداني نيفتد! جز اندك لرزه اي زودگذر و بي پس لرزه! شايد!